ماجرای این سریال در اواسط دوران سلسله سونگ اتفاق می افتد در دهکده نیو دو مرد جوان به نام های یانگ تیه شین و گوئو شیائو تیئن متوجه باردار شدن زن هایشان می شوند و به هم قول می دهند که اگر هر دو بچه از یک جنــســیت باشند با هم برادر پیمانی یا خواهر پیمانی شوند و در غیر اینصورت با هم ازدواج کنند. یک شب آنها با شخصی به نام چیو چو جی از فرقه چوئن جن روبرو می شوند که تحت تعقیب سرباز های جین بود. چیو چو جی سرباز هایی که برای دستگیریش آمده بودند را به راحتی می کشد و با نمایان شدن علامتی از گروهش در آسمان شب آنجا را ترک می کند. بائو شیرو، زن خوش قلب یانگ، مرد زخمی شده ای را نجات می دهد که در واقع شاهزاده جین، وَنیِن خُونگ لیه بود. وقتی که سرباز های جین بازگشتن، به دو خانواده حمله کرده و آنها را از هم پاشیدند. در این جریان وَنیِن خُونگ لیه، بائو شیرو را به پایتخت جین برد در حالیکه گوئو لی پینگ توسط سرباز طماع جین به نام دوئن تیئن دُو به حومه مغولستان برده شد. هر دو زن باور داشتن که شوهر*هاشون بخاطر نجات آنها مرده اند. به محض اینکه چیو چو جی از مرگ دوستانش با خبر شد قسم خورد که بچه های آنها را پیدا کرده و به آنها کونگ فو یاد دهد تا آنها انتقام پدرشان را بگیرند. چیو چو جی در راه تعقیب دوئن تیئن دُو با ۷ قهرمان جیانگ نان آشنا می شود و آنها در عوض کمک کردن برای یافتن دو زن شرطی با هم می بندند. به محض پیدا کردن بچه های یانگ و گوئو هر طرف باید به بچه ها آموزش کونگ فو بدهند. در هجدهمین سالگی دو بچه، آنها باید با هم مبارزه کنند. باقی سریال رنج ها و سختی هایی که دو پسر تحمل می کنند را نمایش می دهد. گوئو جینگ، پسر گوئو شیائو تیئن در مغولستان بزرگ می شود و تحت حمایت چنگیز خان و یانگ کانگ به عنوان یک شاهزاده در امپراتوری جین بزرگ می شود.